تبليغاتX
سایا تئاتر...........SAYATHEATERGROUP


 


پیام روز جهانی تئاتر -۲۷ مارس ۲۰۱۲ میلادی

هر ساله روز جهانی تئاتر ۲۷ مارس در سراسر دنیا جشن گرفته می شود؛ انیستیتوی بین المللی تئاتر از “جان مالکویچ”  هنرپیشه‌ مطرح آمریکایی خواسته که پیام امسال را بنویسد.

پیام جان مالکویچ را می خوانید:

مفتخرم که انیستیتوی بین المللی تئاتر در یونسکو از من تقاضا کرده است تا برای گرامی‌داشت پنجاهمین سال روز جهانی تیاتر سخن بگویم. سخن کوتاه من خطاب به همکاران، همقطاران و رفقایم در تیاتر است.


امید که آثارتان گیرا و اصیل باشد. امید که ژرف‌ باشد و پر‌احساس باشد که به ما کمک کند تا به این پرسش بیاندیشیم که معنی انسان بودن چیست؟

و

امید که این اندیشه با دل ها، با پاکدلی و پاک‌اندیشی و با شرف متبرک شود.
امید که بر دشمنی ها چیره شوید، بر سانسور، فقر و پوچ گرایی؛ همان گونه که بسیاری از شما به آن متعهد شده‌اید.
امید که درخشان و پرتوان باشید تا به ما پیچیدگی‌های تپش قلب آدمی را بیاموزید و کنجکاوی و فروتنی را؛ که آن را دست‌‌آورد یک عمر خود ساخته‌اید.
امید که بهترین‌های شما -چرا که بهترین‌ها را طلب می‌کنید- آن هم در ناب‌ترین و گذراترین لحظه، چارچوبی بیابید برای این بنیادی‌ترین پرسش:

“چرا زیست می کنیم؟”

                                                                                                      خدا‌نگهدار
                                                                                                   جان مالکویچ

 (به نقل از وبلاگ فروهر)

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 18:6 توسط سیروس مصطفی |

 

هنرمندان برتر سومین جشنواره منطقه‌ایی نمایشنامه خوانی طلوع در خوی معرفی شدند .


همزمان با آئین اختتامیه هنرمندان برتر سومین جشنواره منطقه ایی نمایشنامه خوانی طلوع در چهار بخش معرفی شدند.(بقیه در ادامه مطلب)

اخبار مرتبط:

 حوزه هنری استان

ایسنا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 18:26 توسط سیروس مصطفی |





























+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 14:15 توسط علی فتوحی |

 
 
پایان بازبینی آثار نمایشی سومین جشنواره آثار و تولیدات مراکز استانی حوزه هنری بازبینی آثار نمایشی شرکت کننده در سومین جشنواره آثار و تولیدات مراکز استانی حوزه هنری مشتمل بر یکصد و یک اثر نمایشی، در محل حوزه هنری استان مرکزی شامگاه جمعه 28بهمن ماه پایان یافت

بازبینی آثار نمایشی شرکت کننده در سومین جشنواره آثار و تولیدات مراکز استانی حوزه هنری مشتمل بر یکصد و یک اثر نمایشی، در محل حوزه هنری استان مرکزی شامگاه جمعه 28بهمن ماه پایان یافت.به گزارش سینا دلشادی مسئول کمیته نمایش سومین جشنواره آثار و تولیدات حوزه هنری این آثار در چهار بخش نمایش صحنه ای بزرگسال، صحنه ای کودک و نوجوان، آیینی و سنتی و خیابانی توسط آقایان سیدحسین فدایی حسین، سیدمسعود موسوی و فرید میرشکار مورد ارزیابی قرار گرفت و  28 اثر به عنوان آثار برگزیده انتخاب گردیدند. اعلام نتایج متعاقباً از طریق مرکز محافل و جشنوارهها، اداره کل امور استانها و مجلس حوزه هنری و حوزه هنری استان مرکزی اعلام خواهد شد. دلشادی در ادامه افزود آثار بخش تله تئاتر شامل شش اثر  و در یک مرحله مورد داوری نهایی قرار خواهند گرفت.

 

نتایج مرحله بازخوانی جشنواره نمایشنامه خوانی طلوع

نتایج مرحله بازبینی  جشنواره تولیدات حوزه های هنری کشور                                          

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 19:19 توسط سیروس مصطفی |

http://www.gadgamat.ir/?p=765  

      عکس از اجرا نمایش آوا-نصر نیوز

خبرگزاری ایسنا

سایت ایران تئاتر 

مطلبی خواندنی

(به نقل از روزنامه سرخاب-تاریخ12/11/90-شماره1310)

 تئاتر تبریز دچار تکرار تکان دهنده شده است

گفتگو:امید سعیدی

به بهانه­ی اجرای نمایش­های بر پهنه­ی دریا و آوا به کارگردانی علی فتوحی که از 9 تا 25 بهمن ماه 1390 ساعت 18 در خانه تئاتر تبریز در حال اجراست.به همین منظورگپ و گفتی دوستانه با سیروس مصطفی (مشاور کارگردان )داریم.

·       از کارهای جدید گروه برامون بگید.

-        بله,اخیرا در حیطه­ی تئاتر, گروه با دو نمایش بر پهنه­ی دریا نوشته­ی اسلاومیر مرژوک و آوا نوشته ملیحه مرادی جعفری که هر دو به کارگردانی علی فتوحی می­باشد,در خانه تئاتر تبریز به روی صحنه خواهد رفت.البته نمایش آوا در یادواره تئاتر منطقه­ای امام حسین(ع) هم حضور داشت که آقایان احمد قهرمانی و علی فتوحی موفق به دریافت جایزه بازیگری شدند.در نمایش آوا بازیگرانی چون:علی دخت ذوالفقاری,احمد قهرمانی,نازیلا ایرانزاد,علی فتوحی, ترمه پارسا و در نمایش بر پهنه­ی دریا بازیگرانی چون:میر سعید مولویان,رشاد معینی,حامد رسولی,علی فکری,ناصر پورجعفرنیا حضور دارند.

·       خلاصه­ی داستان نمایش­ها رو امکان داره بگید؟

-        آوا اسم آهنگسازی است که سفارش ساخت موسیقی برای یک کلیپ در مورد واقعه­ی عاشورا دریافت می­نماید و در اثر همین اتفاق به کما می­رود....در نمایش بر پهنه­ی دریا  ماجرای سه نفر در قایقی سرگردان در دریا است که با اتفاقات عجیبی دست به گریبانند.

·       امسال نسبت به سال­های قبل به نظر می­رسد کم کار شدید.

-        البته در اجرای تئاتر حق باشماست؛نسبت به سال قبل که 5 نمایش تولید کرده بودیم امسال کمتر است.اما در سایر حوزه­ها فعالیت بیشتر از سابق اگر نباشد کمتر هم نیست.

·       مثلا در کدام حوزه­ها؟

-        مثلا در حوزه­ی آموزش.گروه ما اکثرا مدرس تئاتر هستند و مشغول آموزش و پرورش.حضور در برخی جشنواره­های فرهنگی هنری به عنوان داور و...به عنوان مثال در نخستین جشنواره کتاب سال تبریز جزو داوران بخش هنر بودم.در حوزه­ی نگارش و ترجمه امسال آقای مرتضی هاشمپور چند نمایشنامه نوشته­اند و مجموعه داستانی یکشنبه­های تابستان را ترجمه نموده­اند که منتشر شده است.حضور اکثریت بازیگران این گروه در تله فیلم تب ریزان نوشته و کار رضا آزادگر که اخیرا از شبکه شما پخش شد.همچنین کتابی در مورد نمایش­های فولکلور آذربایجان در دست انتشار دارم؛و آقای فتوحی هم کتابی با عنوان فیزیک کوانتوم و تئاتر پست مدرن در دست دارند که در مرحله­ی ویرایش است.پس طبیعتا فعالیتمان امسال در عرصه­ی تولید نمایش متمرکز نبوده است؛ولی با این وجود در نیمه اول سال 2 نمایش تولید نمودیم و در جشنواره نمایش­های آیینی سنتی تهران نیز در بخش نمایشگاه حضور یافتیم.

·       فکر کنم پس از نمایش "آلین یازیسی" که مجوز اجرا نگرفت یکسالی می­شود که کارگردانی نکرده­اید.

-        بله, دقیقا یکسال است...خیلی حیف شد...هم برای انرژی و زحمات گروه و هم برای تماشاگران و مخاطبانی که همیشه پی­گیر آن نمایش بودند,متاسف شدم که این نمایش مجوز اجرا نگرفت...بگذریم.....شاید روزی دوباره این نمایشنامه را کار کردم.در اینجا از نویسنده­ی ساعی شهرمان آقای محمد رمضانی تشکر می­کنم که در این کار همیشه حضورش مایه­ی دلگرمی بود.

·       جواب سئوالم را ندادید!

-        واقعیت این است که تولید یک تئاتر آنهم از نوع فاخرش,هزینه بر است؛ هم مالی و هم زمانی و هم نیازمند نیروی انسانی پرورش یافته.من شرایط را برای تولید نمایش مناسب ندیدم.منتظر می­مانم تا شرایط مساعد گردد.ولی شدیدا پی­گیر اجراهای سایر همکاران و هنرمندان هستم و کارهایشان را رصد می­کنم.

·       اجراهای یکسال اخیر را چگونه ارزیابی می­کنید؟

-        امسال به لحاظ کمی تئاتر تبریز رشد قابل توجهی کرده است؛ولی به نظر من به لحاظ کیفی اتفاق خاصی رخ نداده است,و اگر قرار باشد نموداری برای رشد کیفی ترسیم نماییم,اوج و فرودی درآن مشاهده نخواهیم کرد. تئاتر تبریز دچار تکرار شده است و این به زعم من تکان دهنده است!

·       دلایل این وضعیت را در چه می­بینی؟

-        استادی می­گفت:فرایند آفرینش­گری در عالم هنر زمان بر است؛نطفه­ی خلاقیت با الهام از بستر اجتماعی در ذهن هنرمند باید کاشته شود,سپس این نطفه در فکر و ذهن هنرمند پرورش می­یابد و اثر هنری در موعد مقرر متولد می­گردد.به زبان ساده­تر هنرمند باید پر شود تا سرریز گردد و این همان لحظه­ی ناب آفرینش هنری است. مدام تولید نمایش یا روی صحنه بودن دلیلی بر بروز خلاقیت هنرمند و تاثیرگذاری روی مخاطب نمی­تواند باشد. به نظرم اکثریت فعالان تئاتر تبریز از پژوهش گریزانند.عدم مخاطب شناسی,و به تبع آن عدم انتخاب متون مناسب با محل زایش اثر و در راس امور ضعف تکنیکی در کارگردانی(به مفهوم علمی آن),دلایل عمده­ی ضعف کارهای موجود می­باشد.شاهد بر این مدعا تعداد تماشاگران اجراهای موجود می­باشد و با این شاخصه می­توان آثار را به راحتی ارزیابی نمود.

·       با توجه به اینکه شما جزو هیئت مدیره انجمن هنرهای نمایشی تبریز بودید,آیا انجمن می­تواند برای بهبود وضعیت تئاتر تبریز اقدامی نماید؟

-        البته این انجمن گویا منحل شده است.من دوره اول در هیئت مدیره بودم و در دور دوم عضو علی البدل بودم.تجربه­ی خوبی بود.کارهایی هم در حال شکلگیری بود...بعد چون نمایندگی انجمن هنرهای نمایشی ایران در استان شکل گرفت, ادامه کار بر عهده این انجمن افتاده است.

·       شما به عنوان یک کارگردان برای ارتقا کیفیت تئاتر تبریز چه راهکاری را پیشنهاد می­کنید.

-        باید از حواشی و منافع شخصی پرهیز شود و صادقانه وضعیت کیفی تئاتر تبریز بررسی گردد.همایشی برگزار گردد و تمامی صاحبان اندیشه در این زمینه را بدون حب و بغض به این ضیافت تئاتری دعوت کنند و وضعیت موجود را به بوته­ی نقد(به مفهوم واقعی نقد!) بسپارند و نتیجه­ی آنرا بسان آینه به متولیان امر بتابانند,که همانا تئاتر آیینه طبیعت است.و هنرمندان و کسانی که معتمدین مسئولانند صادقانه وضعیت موجود تئاتر تبریز را به ایشان تبیین نمایند و از این طریق کاستی­های موجود کشف شوند و درصدد رفع آن اقدام گردد. تا برای آیندگان باقیات الصالحاتی برجای گذاشته شود.من معتقدم که با تعامل دو جانبه هنرمندان و متولیان امر به سمت تولید آثار ماندگار و تاثیرگذار حرکت می­توان کرد.

·       و کار آینده­ی گروه ؟

-        چند نمایشنامه و فیلمنامه در دست بررسی داریم.فکر می­کنم سال آینده سال پرکاری خواهد بود.

·       فکر می­کنید ما کی شاهد کاری از شما خواهیم بود؟

-        به زودی.دارم روی فیلمنامه­ای کار می­کنم که نوشته­ی آقای مرتضی هاشمپور است.و طرحی برای یک نمایش...

·       و سخن آخر

-        هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده عالم دوام ما

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 17:20 توسط سیروس مصطفی |

 

میخواستم این شعر حضرت حافظ را بنویسم :

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق                ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما

که یادم افتاد پیارسال اینو نوشته بودم....پس یه شعر دیگه می نویسم به نظرم با همین مفهوم باشه:

من ندارم سر یاس

با امیدی که مرا حوصله داد

باد بگذار بپیچد با شب

بید بگذار برقصد با باد...

 یعنی چی؟؟

ها! یعنی اینکه دارم رو یه متن کار میکنم که بعد از عید شروع کنم به کار کردنش.......................اشتباه نکن شاید فیلم باشه!

اینم عکسی که شاید ربطی داشته باشه!!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 20:33 توسط سیروس مصطفی |

در باره کتاب مرغ دریایی از آثار آنتوان چخوف


مرغ دریایی نام یکی از نمایشنامه‌های آنتون چخوف است.

این نمایشنامه شخصی‌ترین اثر چخوف است و در عین حال نقطه عطفی در زندگی وی به شمار می‌رود، که قطعاً بهترین و مشهورترین نمایشنامه این داستان نویس چیره دست روس نیز هست.

چخوف در این نمایشنامه افکار و ایده‌های والایش درباره هنر، قریحه هنری و چیستی هنر را با صراحت و شفافیتی کم نظیر ابراز می‌کند. سراسر این نمایشنامه پر است از رنج و حرمان و یاس و پوچی‌های آدم‌های به تنگ آمده از یکنواختی و روزمرگی زندگی. مرغ دریایی پر است از عشق، عشق‌های ناکام و شکست خورده، عشق‌های پرملال و کهنه و عشق‌های یک جانبه و مصیبت بار. شش رابطه تو در تو و پیچیده عاشقانه بستر اصلی نمایشنامه مرغ دریایی است. شخصیت‌های مرغ دریایی به مانند اغلب شخصیت‌های چخوفی مردمانی مردد، سست‌نهاد و حقیرند، که گاه از سر بیکاری و تنها برای قابل تحمل ساختن رخوت و ملال زندگی به سادگی دل می‌بازند.

اما چخوف آدم هایش را پس از گشت و گذاری رویا گونه در عالم موهومات، با حقایق تلخ و ناخوشایند زندگی رو در رو می‌سازد. این کاراکترها وقتی با حقایق زندگی آن گونه که هست آشنا می‌شوند، ضعف‌ها و حقارت‌های خود را بیش از پیش به نمایش می‌گذارند. در کنار مایه‌های عاطفی چخوف در مرغ دریایی به ستایشی با واسطه از هنر دست می‌زند و در این میانه دشواری‌های دستیابی به گوهر واقعی هنر را نیز می‌نمایاند. عرصه هنر در دیدگاه چخوف، جایگاه متوسط‌ها نیست. به همین خاطر است که علاقه مندان هنر و فعالیت‌های هنری در نمایشنامه مرغ دریایی، پس از برخورد با موانع صعب و بلند فعالیت سالم هنری، سرخورده و بی انگیزه از حرکت به سوی اهداف بلند پر وازانه خود باز می‌مانند. اوج دیدگاه چخوف درباره هنر را می‌توان در این جملات جست. «برای ما هنرمندان و نویسندگان مسئله اساسی شهرت نیست. شکوه و جلال و آنچه را من روزی در آرزویش بودم نیز نیست. مسئله اساسی قدرت تحمل است. این است که بدانیم چگونه صلیب خود را بر دوش کشیم و ایمانمان را از دست ندهیم. من ایمان دارم و کمتر رنج می‌کشم.» این جملات را به سادگی می‌توان مانیفست چخوف در باب هنر و رسالت هنرمند دانست. جملات و عباراتی که به اقتضای الزام‌های نمایشی در قالبی شعار گونه ریخته شده و می‌تواند تکه‌ای از سوگند نامه خیالی «هنرمند» باشد. در واقع تنها هنر نیست که در این نمایشنامه مورد ستایش واقع می‌شود، بلکه روح هنرمند و رنج‌هایی که یک هنرمند برای رسیدن به غایت لذت از خلق یک اثر هنری متحمل می‌شود است که ارزش و شأن ستایش می‌یابد. به مانند همیشه در فضای آثار نمایشی چخوف، رنج تطهیر کننده جان و روان است. خاصه آن که این رنج‌ها روح یک هنرمند را صیقل دهد.

اما انسان داستان‌های چخوف همواره در چنبره رخوت و بی عملی اسیر شده و در خسران است. آدم‌های چخوف به قول خودش «بردگان ابتذال» اند. همه گرفتار در منجلاب کسالت، ناتوانی و اجبار و همه در حال زوال و فروپاشی. آنتون چخوف انسان نمونه عصر خود را این گونه می‌دید. ذوق، استعداد و قریحه انسانی است که در این ورطه انحطاط به هدر می‌رود. آن که در وادی هنر سیر می‌کند نیز از این انسداد و انجماد فکری بیشتر متضرر می‌شود. این جبر جهان چخوفی است. چخوف گاه چنان با شخصیت‌های داستانی و نمایشی اش ابراز همدردی و همذات پنداری می‌کند که گویی خود و زندگی خود را نگاشته است. و گاه چنان بی رحمانه شلاق تیز انتقاد را بر پیکره شخصیت هایش می‌کوبد که پنداری از حضور این گونه افراد در اطراف خود رنج‌های بسیار برده است.

کسانی که گاه به رغم استعدادهای غیرقابل انکار، به واسطه بی هدفی و یا گمراهی به دامان ابتذال و بی انگیزگی غلتیده اند.

مرغ دریایی و میهن‌پرستی

مرغ دریایی نیز به مانند دیگر آثار آنتون چخوف عاری از اندیشه‌های ملی‌گرایانه و شور وطن پرستانه نیست. چخوف عمیقاً به وظیفه و رسالت هنرمند، نسبت به وطن و هموطنان معتقد بود. او با تیز هوشی و شناختی دقیق از زیرساخت‌های فرهنگی، ---------- و اعتقادی جامعه خود، حساب وطن پرستی و نوع دوستی را از عامی گری جدا ساخت. چخوف همواره با ابتذال سر ستیز داشت و همیشه به مظاهر ابتذال و تن دادن به ذائقه‌های پست عامیانه می‌تاخت. می‌توان گفت چخوف در این نمایشنامه هنرمندان و نویسندگان همدوره خود در اواخر قرن نوزدهم روسیه تزاری را می‌نمایاند که نه آرمان بزرگی در سر می‌پروراندند، و نه ذوق و قریحه درخشانی برای آفرینش و خلق هنری در خود داشتند.

چخوف همه عمر را در این حسرت سوخت تا شاید با بازنمایی تباهی‌های زندگی روزمره، مسیر متفکران هنرمند و روشنفکران جامعه خود را به سوی مدینه فاضله اش هدایت کند و خب واضح است که نمی‌توانست. آنتون چخوف از بروز و ظهور مظاهر بورژوازی در جامعه هنر و ادبیات سرزمین خویش می‌هراسید و با کمال گرایی خاص و ویژه نژاد اسلاو، می‌کوشید جلوی انحطاط فرهیختگان چسبیده به بدنه اشرافیت که با مکیدن تفاله‌های زندگی و عیش و نوش این طبقه مضمحل شده ارتزاق می‌کردند بایستد. چرا که می‌دانست جوهره ناب و اصیل هنر در آتش خود پرستی‌ها و فساد بورژوازی تباه و نابود می‌شود. به همین دلیل حقیقت را بر همه چیز حتی عشق، بزرگ‌ترین و گسترده‌ترین منبع الهام هنری ارجح می‌دانست. آنتون چخوف زندگی را با معیار کار و خلاقیت می‌سنجید و از بی عملی و رخوت هنرمندانه بیزار بود. از همین رو به هنرمند عصر و دوره خود می‌تاخت تا آنان را از خواب بیرون آورد. این اندیشه‌ها در لایه‌های چندگانه معانی و مفاهیم نمادین آثار او چنان تنیده شده که ترجمه و اجراهای مکرر و متفاوت از آثارش هنوز هم پس از گذشت یک قرن از مرگش در بسیاری از نقاط جهان خواهان دارد. رمز ماندگاری چخوف و آثارش قابلیت تعمیم اندیشه‌ها و دغدغه‌های والای او، به تمامیت کره خاکی است.
منبع كتاب انتوان چخوف .نسل قلم
مرغ دريايي تر كامران فانف نشر انديشه
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 11:12 توسط علی فتوحی |

نمایش بر پهنه دریا که قرار بود در تاریخ28/8/90 به روی صحنه

 برود به خاطر مصادف شدن با ماه محرم به بهمن ماه موکول شد

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت 9:2 توسط علی فتوحی |

نمایش بر پهنه دریا نوشته اسلاومیر مروژک به کارگردانی علی فتوحی

 با حضور میرسعید مولویان - حامد رسولی - علی فکری - رشاد معینی

 ناصر پورجعفرنیا از اواخر آبان ماه در خانه تئاتر تبریز به روی

 صحنه می رود

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 11:51 توسط علی فتوحی |

نمایش بر پهنه دریا نوشته ی اسلاومیر مروژک ترجمه مودبیان کارگردان علی فتوحی روز 24 شهریور ساعت 11 سالن کوچک نمایش تهران (هنر و معماری)پایان نامه عملی بنده در مقطع کارشناسی ارشد.حضور دوستان باعث افتخار ماست..راستی اجرای عمومی نمایش مذکور در هاله ای از ابهام قرار دارد!!!!!جالب است....شورای محترم نظارت وارزشیابی به اتفاق آرا نرسیده است..در نتیجه نظر ممتنع داده اند...کار بحرانی شده احتمالا سازمان ملل در این مورد وارد عمل بشود..یکی نیست بگه آخه بابا شما مثلا کارشناسید شما به اتفاق نظر نرسیدپس وای به حال بقیه...اما بعد ..جهت اطلاع گوی عدالت منظور چیزی شبیه توپ میباشد.و قوی عدالت به معنی نوعی پرنده که منظور نویسنده نیست...مرحوم استاد رادی در نمایش تانگو ی تخم مرغ داغ  فرمودند آقای فتوحی شما به عنوان کارگردان اجازه دارید هرگونه تغییر یا اصلاح در متن نمایشنامه را با در نظر گرفتن اجرا و برخی مسایل انجام دهید..استاد  نیستید ببینید که یک کلمه (موج) هم وقتی به نمایش برپهنه دریا جهت ایجاد فضا وریتم اضافه کردیم چه حرفها که نزدند و تعهد باید بدهیم که این کلمه باید حذف شود ..کارگردان دیگر کیست؟!!...در ضمن من چرا این شیوه اجرا را انتخاب میکنم!!!!!!!به قول جلال آل احمد دیگردوره ی آخرالزمان شده...دیگر ما نه میتوانیم استکبار و ظالم و دیکتاتور واز این دست را تقبیح کنیم ونه میتوانستیم ونه میخواهیم  مدحشان کنیم ُ!حالا باید چکار کنیم خودم هم نمیدانم؟؟؟؟؟!!!! اصلا تئاتر به چه دردی میخورد؟؟اصلا این تئاتر چیست؟؟اه...این همون سوالی  که یوجینو باربا بعد از سی سال از خودش پرسیده است(بنیان گذار تئاتر سوم)من باید ممنون باشم که باعث شدید زودتر به این سوال اساسی برسم..تئاتر یعنی شرکت در جشنواره به هر قیمت !!و تئاتر یعنی بی احترامی به حقوق دیگران به هر بهانه !!..تئاتر یعنی فکر نکن !!تئاتر یعنی هر چی من میگم !!تئاتر یعنی بد اخلاقی با دیگران..تئاتر یعنی خیانت!!  تئاتر یعنی برو بمیر !! تئاتر یعنی کسی که .......   به قول بیضایی در فیلم نامه روز واقعه....((وقتی ما همه کافر بودیم کسی این تهمت بر ما نبست که اینک توی مسلمان بر او میبندی ..این نه آن چیزی است که ما میخواستیم..))نه اینها معنی تئاتر نیست شما دوستان اشتباه میکنید.تئاتر برای انسان سازی آمده نه تو  و نه من ونه هیچ کس دیگری نمیتواندخدشه ای بر آن وارد کند...من تا آخر ایستاده ام ...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 13:32 توسط علی فتوحی |