تبليغاتX
سایا تئاتر...........SAYATHEATERGROUP
از این به بعد آخرین اخبار و اطلاعات مربوط به انجمن هنرهای نمایشی تبریز را بخوانید در وبلاگ این انجمن:

                                          www.tabriztheater.blogfa.com   

نوشته شده توسط علی فتوحی در یکشنبه چهارم بهمن 1388 ساعت 19:44 | لینک ثابت
نمایش های سکوت اتللو به کارگردانی علی فتوحی برای بخش شکسپیر جشنواره ی تئاتر دانشگاهی...و

نمایش مراسمی برای یک دوست نویسنده ملیحه مرادی جعفری

کارگردان علی فتوحی برای اجرای عمومی....

در مورد این اجراها و روند کار منتظر اخبار بعدی باشید..عکسهای تمرین و بازیگران و...

نوشته شده توسط علی فتوحی در یکشنبه چهارم بهمن 1388 ساعت 17:38 | لینک ثابت |

 

نگاهی به نمایش " تراژدی مونیک در ایالات متحده آمریکا " اندر تماشاخانه سنگلج

نویسنده : ژان میشل ریب

کارگردان : حسن شمس

چنین به نظر می­رسد در شرایطی که سالن­های نمایشی تهران با ترافیک نمایش­های در نوبت اجرا مواجه­اند و گروههای نمایشی باید ماه­ها در صف انتظار منتظر موعد مقرر باشند و.... لاجرم کارگردانان به فکر اجرا در فضاهای نا متعارف بیافتند.البته هر از گاهی معضل کمبود سالن خالی از لطف نیست؛چرا که چه بسا اجرای نمایش در کافه تریا یا جاهای مشابه بسیار تاثیرگذارتر از اجرا در سالن­های تعریف شده­ی تئاتری باشد؛البته این رویداد مستلزم هوشمندی کارگردان در انتخاب متن و تنظیم آن بر مکان مورد نظر وی است ، در این صورت استفاده از امکانات موجود محل و در نهایت طراحی فضایی متناسب با رویدادهای نمایش شرط لازم است. نمایش " تراژدی مونیک در ایالات متحده آمریکا" را می­توان از چند زاویه بررسی کرد:

الف – متن : نمایشنامه­ی " تراژدی مونیک در ایالات متحده آمریکا" سه نمایشنامه­ی مستقل در مجموعه­ی " نمایش بی­حیوان " نوشته­ی ژان میشل ریب است،که در این اجرا ، این سه نمایشنامه انتخاب،در هم ادغام و در نهایت تبدیل به پیکره­ای واحد شده است.چنین بنظر می­رسد که حتی اسم این نمایش هم که از چیده­مان اسم خود نمایشنامه­ها بوجود آمده است بسیار موجه و همگن با محتوای این نمایش واحد است ؛ زندگی مدرن تراژدی­ی است که با خود برای بشر فراموشی و اضطراب به ارمغان آورده است،و در این میان بشر به اضمحلال روابط انسانی و در نهایت مرگ عواطف سوق داده می­شود؛این همان نکته­ای است که می­توان در پس پشت این نمایش بدان رسید.

در نمایشنامه­ی اصلی "مونیک" ما پدر و دختری را شاهدیم که در منزل خود با هم در مورد اسم مونیک ، مادر خانواده ، نامزد مونیک و... دیالوگ می­کنند. و در نمایشنامه­ی اصلی " ایالات متحده آمریکا "دو گلف باز در مورد اسم (باب)،سیاست،ارتباط افراد با سیاستمداران دیالوگ می­کنند. و در نهایت در نمایشنامه­ی اصلی " تراژدی " زن و شوهری پس از تماشای نمایش در سالن انتظار تئاتر شروع به جر و بحث می­کنند و در حقیقت نمایش بهانه­ای می­شود برای فرافکنی مشکلات فی­مابین.کارگردان بعد از انتخاب این متن­ها ، کل اتفاقات و رویدادهای نمایشنامه­ها را به مکانی واحد منتقل می­کند و نمایشش را به لحاظ مکانی وحدت می­بخشد یعنی تمام اتفاقات هر سه نمایشنامه در کافه تریای تماشاخانه سنگلج روی می­دهد؛سپس شروع به چیدمان اتفاقات می­کند. نمایش با مونیک آغاز می­شود با این تفاوت که پدر و دختر کارکنان یا صاحبان این کافه تریا هستند ، در ادامه  دو گلف باز - شخصیت­های نمایشنامه " ایالات متحده آمریکا "- که در این نمایش تبدیل به دو لوله کش شده­اند وارد کافه می­شوند و در نهایت زن و مرد نمایشنامه­ی " تراژدی " وارد کافه می­شوند.البته لازم به ذکر است که برخی از صحنه­های نمایش در سالن انتظار نیز اجرا می­شد و در بعضی لحظات اتفاقات بصورت پارالل(موازی) در حال اجرا یا توهم آن در ذهن مخاطب شکل می­گرفت.

ب – کارگردانی : تبدیل تماشاگران به شرکت­کننده­گان در این نمایش ، طعنه به نمایش­های محیطی نیز می­زد هرچند در نمایش­های محیطی تماشاگران یا بعبارتی بهتر افراد حاضر در محیط اجرای اثر نمی­دانند که با نمایش طرف خواهند شد یا قرار است نمایشی در آن محل اجرا شود.از شاخصه­های برجسته­ی این اجرا می­توان به استفاده­ی خلاقانه از امکانات موجود کافه تریا که بهترین نمودش استفاده از LCDکافه تریا و پخش تصاویری است مرتبط با دیالوگ­های دن- شخصیت ایالات متحده آمریکا –؛ اما آنچه به نظر می­رسد از چشم تیز بین و ذهن خلاق شمس به دور مانده است استفاده از خود تماشاگران به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم در نمایش است ، این در حالی است که با توجه به انتخاب فضا و چیدمان تماشاگران انتظار چنین پیش آمدی می­رفت؛هر چند در این اجرا ارتباط میان سه نمایشنامه تا حدودی نشان داده می­شد، اما انتظار می­رفت  با توجه به حضور توامان بازیگران مونیک در کل نمایش این ارتباط قوی­تر و موثرتر می­بود.

ج – بازیگری : در نمایشهایی از این دست که بازیگران در نزدیکترین فاصله با تماشاگران حضور دارند و یا به عبارتی دیگر تماشاگران همبازی­های بازیگران تعریف شده­اند ، کارگردان ریسک بزرگی را قبول می­کند،در این حالت کار بازیگران دشوار می­شود چون هر آن احتمال دخالت تماشاگر/بازیگر در نمایش می­رود ، پس آمادگی کنترل و هدایت این جریانات پیش بینی نشده را باید داشته باشند – البته در این نمایش اصلا زمینه برای اینچنین اتفاقاتی مهیا نشده بود - تلاش بازیگران در این نمایش ستودنی بود اما زوج دن و باب (عباس رزیجی و احمد ایرانی­خواه) توانسته بودند درک بهتری از شخصیت­های نمایش داشته باشند و با ارائه­ی بازی انرژیک ، متناسب با فضا و موقعیت طراحی شده توسط کارگردان لحظات جذابی را خلق کنند.در پایان برای این گروه خوش فکر آرزوی موفقیت کرده  و چشم انتظار کارها و تجربه­های آتی ایشان می­مانم.(س - م )

 

نوشته شده توسط علی فتوحی در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 ساعت 14:23 | لینک ثابت |
  شادروان استاد صادقی

 

     اسد صادقی

یادت را گرامی میداریم   

و

نگهبان چراغی هستیم که به ما امانت دادی!

نوشته شده توسط علی فتوحی در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 ساعت 23:21 | لینک ثابت |
                     

سلام

همه شما دوستان را به تماشای نمایش "سوگنامه قوبیلای" نوشته سید مرتضی هاشمپور به کارگردانی خودم(سیروس مصطفی) و با بازی فرید ادهمی مورخه ۱۲/۸/۸۸ سه شنبه ساعت ۱۱ در سالن شماره دو تالار تربیت دعوت مینمایم. در این کار کمال پرناک :دستیار کارگردان/هاله ذرخورد:طراح صحنه و لباس /امیر حجازی: طراح گریم/ هادی امینی : اسپشیال افکت / فاطمه منوچهری : منشی صحنه / جلال خاکزاد و فرید حمیدی : مدیران صحنه  - مرا یاری میکنند

نوشته شده توسط علی فتوحی در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 20:18 | لینک ثابت |

 یک کوهنورد می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود. او پس از سالها آماده سازی ماجراجویی خود را آغاز کرد شب بلندی های کوه را تماماَ دربرگرفت و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود .همان طور که از کوه بالا می رفت چند قدم مانده به قله کوه پایش لیز خورد و در حالی که به سرعت سقوط می کرد از کوه پرت شد. در حال سقوط فقط لکه های سیاهی در مقابل چشمانش می دید.اکنون فکر می کرد مرگ چه قدر به او نزدیک است .ناگهان احساس  کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش میان آسمانها و زمین معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود و در این لحظه سکوت برایش چاره ای نمانده جز آنکه فریاد بکشد خدایا کمکم کن .ناگهان صدای پر طنینی که از آسمان شنیده می شد جواب داد:از من چه می خواهی؟!

ای خدا نجاتم بده!

واقعاَ باور داری که من می توانم تو رانجات بدهم؟

البته که باور دارم.

اگر باور داری طنابی را که به کمرت بسته است پاره کن.

 یک لحظه سکوت ......و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد.

گروه نجات می گویند که روز بعد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند .بدنش از یک طناب آویزان بود و با دست هایش محکم طناب را گرفته بود........و او فقط یک متر از زمین فاصله داشت.

متن فوق را از یک تقویم تبلیغاتی برداشتم..جالب بود.البته به نظر من.

نوشته شده توسط علی فتوحی در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 ساعت 14:48 | لینک ثابت |
عصر آزادی
نمایش من - مکبث – تو و جشنواره بین¬المللی هایفست ارمنستان
عصر آزادی :نمایش «من – مکبث – تو» به طراحی و کارگردانی فرزین ریحانی راد در جشنواره هایفست ارمنستان به اجرا در می¬آید ؛ این جشنواره از 9 تا 16 مهرماه درشهر ایروان برگزار خواهد شد. لازم به ذکر است این اثر در تاریخ تئاتر تبریز، اولین نمایشی است که توسط هنرمندان تبریزی در جشنواره¬ای بین المللی در خارج از کشور به روی صحنه می¬رود.


سیروس مصطفی،مهنوش راد،سیروان تخت­فیروزه و سیدمحمدباقر قوام در این نمایش نقش آفرینی می­کنند و مرکز هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و خانه تئاتر دانشگاهی ایران حامیان این نمایش جهت اعزام هستند.

گفتنی است این نمایش از2 تا 14 شهریورماه سال جاری در سالن کوچک نمایش تهران به روی صحنه رفت و با استقبال چشمگیری مواجه گردید، فرزین ریحانی راد هم اکنون مدرس تئاتر در دانشگاه نبی اکرم(ص) تبریز می­باشد.
نوشته شده توسط علی فتوحی در سه شنبه هفتم مهر 1388 ساعت 19:54 | لینک ثابت |
                          

 

رحیم عبدالرحیم‌زاده: نمایش"من ـ مکبث ـ تو" از سه قطعه تقریباً مستقل و جدا از هم تشکیل شده و کارگردان بیش از هر چیز در پی آن است که با پی گرفتن یک مفهوم محوری، این سه قطعه جدا از هم را به یکدیگر پیوند دهد.

 این مفهوم محوری در اجرا از نمایشنامه"مکبث"  اخذ شده؛ یعنی ریحانی تلاش می‌کند با فشرده کردن محتوای نمایشنامه شکسپیر و اخذ تم‌های محوری آن به اثرش سامان ببخشد.
در نخستین قطعه، او به مسئله قدرت می‌پردازد و جنگی که بر سر قدرت درمی‌گیرد. برای القای این مفهوم وی از بازی نرد کمک می‌گیرد و جنگ و جدال بر سر قدرت و پادشاهی را به وسیله آن به مخاطب نشان می‌دهد.      من - مکبث - تو  ، 
کارگردان:فرزین ریحانی راد  ، 
عکس:اختر تاجیک 

در دومین قطعه، به سراغ مفهوم وسوسه می‌رود و در قالب شخصیت زن که قرار است سایه‌ای از لیدی مکبث را به مخاطب ارائه دهد، مفهوم وسوسه و سپس گناه را بررسی می‌کند

    من - مکبث - تو  ، 
کارگردان:فرزین ریحانی راد  ، 
عکس:اختر تاجیک 
و دست آخر نیز در قطعه سوم به فرجام سیاه نمایش می‌پردازد و با رنگ شدن یک صفحه سفید و آغشتن آن به رنگ سیاه قصد دارد به القای این مفهوم بپردازد.

   من - مکبث - تو  ، 
کارگردان:فرزین ریحانی راد  ، 
عکس:اختر تاجیک

 

اما نکته این جاست که ریحانی تا چه حد موفق می‌شود نشانه‌های موجود در اثرش را بپرورد و تا چه حد در برقراری ارتباط با مخاطب موفق عمل می‌کند.
مشکل عمده اجرای ریحانی از همین ساختار اپیزودیک اجرا برمی‌خیزد؛ چرا که تکه تکه کردن هر کدام از این بخش‌ها مشکلات فراوانی رویاروی اجرا قرار می‌دهد که در این جا به برخی از این مشکلات خواهیم پرداخت:
1) ساختار اپیزودیک اجرا باعث می‌شود در طول ا‌جرا با یک جهان یکدست و هماهنگ روبه‌رو نشویم که این خود باعث فقدان هارمونی در میان تمام اجزای اثر می‌شود.
2) قطعه اول و سوم نمایش به شدت انتزاعی است تا جایی که نشانه‌ای از بازی به عنوان رکن اصلی یک نمایش در آن دیده نمی‌شود و بازیگران تنها به شکل مکانیکی به اجرای دستورات کارگردان می‌پردازند و این به نوبه خود باعث می‌شود در این دو بخش فضاسازی اتفاق نیفتد و ارتباط حسی میان مخاطب و اجرا از هم بگسلد. هر چند در بخش میانی نمایش این ارتباط چه به واسطه توانایی بازیگر و چه به واسطه نوع طراحی کارگردان به شکل کاملی برقرار می‌شود.
از دیگر مشکلات اپیزود اول و سوم نمایش می‌توان به جدا افتادگی و بی‌ارتباطی آن‌ها با نمایشنامه شکسپیر اشاره کرد که تماشاگر مابه‌ازای‌ دراماتیکی برای آن‌ها در نمایشنامه نمی‌یابد؛ حال آن که در اپیزود دوم دست‌های خونین شخصیت و وسواسی که لیدی مکبث نسبت به شستن و پاک کردن دست‌هایش دارد، کاملاً برگرفته از متن شکسپیر است و یادآور این جمله لیدی مکبث در نمایشنامه است:«تمامی عطرهای عربستان این دست‌های خونین را پاک نخواهد کرد.» که به شکل دراماتیک در اجرای ریحانی بصری شده است.
3) ریحانی در اجرایش سعی کرده ابزارها و مدیوم‌های مختلفی را در کنار هم به کار گیرد. وی در اپیزود اول بیش از هر چیز به سوی بیومکانیک میل پیدا می‌کند، در اپیزود دوم اجرایش را به سمت حرکات موزون می‌برد و دست آخر در اپیزود سوم از نقاشی به شکل زنده و در مقابل دیدگان تماشاگر سود می‌جوید، اما این سه مدیوم به دلیل آن که هر کدام در فضای مستقلی مورد استفاده قرار می‌گیرند نمی‌توانند به عنوان مکمل و در کنار هم یک اثر چند صدایی و پولی فونیک خلق کنند؛ چرا که هرگز با یکدیگر ترکیب نمی‌شوند.
وجود عواملی از این دست ما را با این پرسش روبه‌رو می‌کند که آیا تلفیق هر سه اپیزود نمایش و اجرای همزمان و مونتاژ این تکه‌های جدا‌ از هم نمی‌توانست اجرایی به مراتب پیچیده‌تر، چند لایه و موفق‌تر خلق کند؟
هر چند در کنار تمام ‌چالش‌هایی که پیش روی اثر قرار دارد، نمی‌توان از بسیاری از نقاط قوت آن به آسانی گذشت. از جمله مهمترین نقاط قوت این اجرا می‌توان به آمادگی بدنی بازیگران آن اشاره کرد که به خوبی از عهده حرکات دشوار طراحی شده در نمایش برمی‌آیند.

 
    من - مکبث - تو  ، 
کارگردان:فرزین ریحانی راد  ، 
عکس:اختر تاجیک
 

دومین نقطه قوت عمده نمایش را نیز باید در خلاقیت‌های کارگردان جست‌وجو کرد چرا که وی با تحلیل درستی که از نمایشنامه"مکبث" دارد موفق می‌شود عصاره و جوهره بسیاری از مفاهیم نمایش را در یک قالب مینی‌مالیستی به مخاطب انتقال دهد.
از دیگر خلاقیت‌های ریحانی در این اجرا می‌توان به استفاده از عناصر بیانی مختلف همچون تئاتر، حرکات موزون و نقاشی در کنار هم اشاره کرد. همچنین تکیه وی بر عناصر بصری و تصاویر زیبایی که خلق می‌کند باعث ایجاد جذابیت‌های فراوانی در اجرا می‌شود.
وجود نقاط قوتی از این دست باعث می‌شود نمایش"من ـ‌ مکبث ـ تو" تا حد زیادی به سمت یک اجرا به شیوه پرفورمنس آرت برود و بسیاری از عناصر و ویژگی‌های پرفورمنس از جمله گریز از کلام و روی‌آوری به تصویر، تاکید نهادن بر چند مفهوم مشخص و تکرار آن، استفاده از عناصر بیانی و مدیوم‌های مختلف و... را در این اثر به راحتی ردیابی کرد.
هر چند به دلایل عمده‌ای که مهمترین آن عدم فضاسازی است باعث می‌شود کار در مرزهای یک پرفورمنس باقی بماند اما همین حرکت کارگردان به سوی پرفورمنس آرت را می‌توان نشانه‌ای از خلاقیت کارگردان دانست و امیدوار بود که در آثار بعدی ریحانی پختگی لازم برای نیل به این شیوه جدید و کمتر شناخته شده در تئاتر ایران به دست بیاید.
دست آخر می‌توان به این نکته اشاره کرد که ریحانی اگر چه در اجرایش با چالش‌های جدی روبه‌روست، اما در همان حال به واسطه نوآوری و خلاقیتش در اجرا موفق می‌شود اجرایی قابل قبول ارائه دهد و مخاطب را راضی از سالن خارج کند.
 
نوشته شده توسط علی فتوحی در سه شنبه دهم شهریور 1388 ساعت 13:50 | لینک ثابت |

 

              

نمایش"من- مکبث- تو" به طراحی و کارگردانی فرزین ریحانی‌راد

 در خانه کوچک نمایش دانشکده هنر و معماری اجرا می‌شود.

به گزارش دریافتی سایت ایران تئاتر، ‌این نمایش که با حمایت خانه تئاتر دانشگاهی ایران و دانشکده هنر ومعماری به صحنه می‌رود از 2 تا 14 شهریورساعت ۳۰/۱۶ و با بازی     مهنوش راد، سیروس مصطفی، ‌سیروان تخت‌فیروزه و سیدمحمد باقرقوام اجرا می‌شود.
"من- مکبث- تو" برداشتی آزاد از مکبث ویلیام شکسپیر است که قرار است در هفتمین جشنواره بین‌المللی هایفست ارمنستان از 9 تا 17 مهر در شهر ایروان اجرا شود.

نوشته شده توسط علی فتوحی در دوشنبه دوم شهریور 1388 ساعت 18:53 | لینک ثابت |
بالاخره تو این گیر و دار تونستم وبلاگ رو به بهانه خبر یک اجرای ارزشمند آپ کنم.

نمایش " ویولون هایتان را کوک کنید" نوشته ویکتور هایم ترجمه اصغر نوری و به کارگردانی شیما صادقی از امروز در تالار مولوی(کوچک)شما را به دیدن این اثر ارزشمند دعوت میکنم.           

 

 

 

  

با این

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

توضیح که پوستر مرتبط به جشنواره تئاتر دانشگاهی است.

 

نوشته شده توسط علی فتوحی در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 ساعت 17:19 | لینک ثابت |