تبليغاتX
سایا تئاتر...........SAYATHEATERGROUP
اخبار و حوادث و مقالات و اجراهای مربوط به گروه نمایش سایا
 

میخواستم این شعر حضرت مولانا را بنویسم :

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق                ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما

که یادم افتاد پیارسال اینو نوشته بودم....پس یه شعر دیگه می نویسم به نظرم با همین مفهوم باشه:

من ندارم سر یاس

با امیدی که مرا حوصله داد

باد بگذار بپیچد با شب

بید بگذار برقصد با باد...

 یعنی چی؟؟

ها! یعنی اینکه دارم رو یه متن کار میکنم که بعد از عید شروع کنم به کار کردنش.......................اشتباه نکن شاید فیلم باشه!

اینم عکسی که شاید ربطی داشته باشه!!

 

+ تاريخ چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 20:33 نويسنده سیروس مصطفی |

در باره کتاب مرغ دریایی از آثار آنتوان چخوف


مرغ دریایی نام یکی از نمایشنامه‌های آنتون چخوف است.

این نمایشنامه شخصی‌ترین اثر چخوف است و در عین حال نقطه عطفی در زندگی وی به شمار می‌رود، که قطعاً بهترین و مشهورترین نمایشنامه این داستان نویس چیره دست روس نیز هست.

چخوف در این نمایشنامه افکار و ایده‌های والایش درباره هنر، قریحه هنری و چیستی هنر را با صراحت و شفافیتی کم نظیر ابراز می‌کند. سراسر این نمایشنامه پر است از رنج و حرمان و یاس و پوچی‌های آدم‌های به تنگ آمده از یکنواختی و روزمرگی زندگی. مرغ دریایی پر است از عشق، عشق‌های ناکام و شکست خورده، عشق‌های پرملال و کهنه و عشق‌های یک جانبه و مصیبت بار. شش رابطه تو در تو و پیچیده عاشقانه بستر اصلی نمایشنامه مرغ دریایی است. شخصیت‌های مرغ دریایی به مانند اغلب شخصیت‌های چخوفی مردمانی مردد، سست‌نهاد و حقیرند، که گاه از سر بیکاری و تنها برای قابل تحمل ساختن رخوت و ملال زندگی به سادگی دل می‌بازند.

اما چخوف آدم هایش را پس از گشت و گذاری رویا گونه در عالم موهومات، با حقایق تلخ و ناخوشایند زندگی رو در رو می‌سازد. این کاراکترها وقتی با حقایق زندگی آن گونه که هست آشنا می‌شوند، ضعف‌ها و حقارت‌های خود را بیش از پیش به نمایش می‌گذارند. در کنار مایه‌های عاطفی چخوف در مرغ دریایی به ستایشی با واسطه از هنر دست می‌زند و در این میانه دشواری‌های دستیابی به گوهر واقعی هنر را نیز می‌نمایاند. عرصه هنر در دیدگاه چخوف، جایگاه متوسط‌ها نیست. به همین خاطر است که علاقه مندان هنر و فعالیت‌های هنری در نمایشنامه مرغ دریایی، پس از برخورد با موانع صعب و بلند فعالیت سالم هنری، سرخورده و بی انگیزه از حرکت به سوی اهداف بلند پر وازانه خود باز می‌مانند. اوج دیدگاه چخوف درباره هنر را می‌توان در این جملات جست. «برای ما هنرمندان و نویسندگان مسئله اساسی شهرت نیست. شکوه و جلال و آنچه را من روزی در آرزویش بودم نیز نیست. مسئله اساسی قدرت تحمل است. این است که بدانیم چگونه صلیب خود را بر دوش کشیم و ایمانمان را از دست ندهیم. من ایمان دارم و کمتر رنج می‌کشم.» این جملات را به سادگی می‌توان مانیفست چخوف در باب هنر و رسالت هنرمند دانست. جملات و عباراتی که به اقتضای الزام‌های نمایشی در قالبی شعار گونه ریخته شده و می‌تواند تکه‌ای از سوگند نامه خیالی «هنرمند» باشد. در واقع تنها هنر نیست که در این نمایشنامه مورد ستایش واقع می‌شود، بلکه روح هنرمند و رنج‌هایی که یک هنرمند برای رسیدن به غایت لذت از خلق یک اثر هنری متحمل می‌شود است که ارزش و شأن ستایش می‌یابد. به مانند همیشه در فضای آثار نمایشی چخوف، رنج تطهیر کننده جان و روان است. خاصه آن که این رنج‌ها روح یک هنرمند را صیقل دهد.

اما انسان داستان‌های چخوف همواره در چنبره رخوت و بی عملی اسیر شده و در خسران است. آدم‌های چخوف به قول خودش «بردگان ابتذال» اند. همه گرفتار در منجلاب کسالت، ناتوانی و اجبار و همه در حال زوال و فروپاشی. آنتون چخوف انسان نمونه عصر خود را این گونه می‌دید. ذوق، استعداد و قریحه انسانی است که در این ورطه انحطاط به هدر می‌رود. آن که در وادی هنر سیر می‌کند نیز از این انسداد و انجماد فکری بیشتر متضرر می‌شود. این جبر جهان چخوفی است. چخوف گاه چنان با شخصیت‌های داستانی و نمایشی اش ابراز همدردی و همذات پنداری می‌کند که گویی خود و زندگی خود را نگاشته است. و گاه چنان بی رحمانه شلاق تیز انتقاد را بر پیکره شخصیت هایش می‌کوبد که پنداری از حضور این گونه افراد در اطراف خود رنج‌های بسیار برده است.

کسانی که گاه به رغم استعدادهای غیرقابل انکار، به واسطه بی هدفی و یا گمراهی به دامان ابتذال و بی انگیزگی غلتیده اند.

مرغ دریایی و میهن‌پرستی

مرغ دریایی نیز به مانند دیگر آثار آنتون چخوف عاری از اندیشه‌های ملی‌گرایانه و شور وطن پرستانه نیست. چخوف عمیقاً به وظیفه و رسالت هنرمند، نسبت به وطن و هموطنان معتقد بود. او با تیز هوشی و شناختی دقیق از زیرساخت‌های فرهنگی، ---------- و اعتقادی جامعه خود، حساب وطن پرستی و نوع دوستی را از عامی گری جدا ساخت. چخوف همواره با ابتذال سر ستیز داشت و همیشه به مظاهر ابتذال و تن دادن به ذائقه‌های پست عامیانه می‌تاخت. می‌توان گفت چخوف در این نمایشنامه هنرمندان و نویسندگان همدوره خود در اواخر قرن نوزدهم روسیه تزاری را می‌نمایاند که نه آرمان بزرگی در سر می‌پروراندند، و نه ذوق و قریحه درخشانی برای آفرینش و خلق هنری در خود داشتند.

چخوف همه عمر را در این حسرت سوخت تا شاید با بازنمایی تباهی‌های زندگی روزمره، مسیر متفکران هنرمند و روشنفکران جامعه خود را به سوی مدینه فاضله اش هدایت کند و خب واضح است که نمی‌توانست. آنتون چخوف از بروز و ظهور مظاهر بورژوازی در جامعه هنر و ادبیات سرزمین خویش می‌هراسید و با کمال گرایی خاص و ویژه نژاد اسلاو، می‌کوشید جلوی انحطاط فرهیختگان چسبیده به بدنه اشرافیت که با مکیدن تفاله‌های زندگی و عیش و نوش این طبقه مضمحل شده ارتزاق می‌کردند بایستد. چرا که می‌دانست جوهره ناب و اصیل هنر در آتش خود پرستی‌ها و فساد بورژوازی تباه و نابود می‌شود. به همین دلیل حقیقت را بر همه چیز حتی عشق، بزرگ‌ترین و گسترده‌ترین منبع الهام هنری ارجح می‌دانست. آنتون چخوف زندگی را با معیار کار و خلاقیت می‌سنجید و از بی عملی و رخوت هنرمندانه بیزار بود. از همین رو به هنرمند عصر و دوره خود می‌تاخت تا آنان را از خواب بیرون آورد. این اندیشه‌ها در لایه‌های چندگانه معانی و مفاهیم نمادین آثار او چنان تنیده شده که ترجمه و اجراهای مکرر و متفاوت از آثارش هنوز هم پس از گذشت یک قرن از مرگش در بسیاری از نقاط جهان خواهان دارد. رمز ماندگاری چخوف و آثارش قابلیت تعمیم اندیشه‌ها و دغدغه‌های والای او، به تمامیت کره خاکی است.
منبع كتاب انتوان چخوف .نسل قلم
مرغ دريايي تر كامران فانف نشر انديشه
+ تاريخ دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 11:12 نويسنده علی فتوحی |

نمایش بر پهنه دریا که قرار بود در تاریخ28/8/90 به روی 

صحنه برود به خاطر مصادف شدن با ماه محرم به بهمن 

ماه موکول شد

+ تاريخ سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت 9:2 نويسنده علی فتوحی |

نمایش بر پهنه دریا نوشته اسلاومیر مروژک به

کارگردانی علی فتوحی با حضور میرسعید مولویان- ُحامد

رسولی- علی فکری-رشاد معینی ناصر پورجعفرنیا از

اواخر آبان ماه در خانه تئاتر تبریز به روی صحنه میرود

+ تاريخ چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 11:51 نويسنده علی فتوحی |

نمایش بر پهنه دریا نوشته ی اسلاومیر مروژک ترجمه مودبیان کارگردان علی فتوحی روز 24 شهریور ساعت 11 سالن کوچک نمایش تهران (هنر و معماری)پایان نامه عملی بنده در مقطع کارشناسی ارشد.حضور دوستان باعث افتخار ماست..راستی اجرای عمومی نمایش مذکور در هاله ای از ابهام قرار دارد!!!!!جالب است....شورای محترم نظارت وارزشیابی به اتفاق آرا نرسیده است..در نتیجه نظر ممتنع داده اند...کار بحرانی شده احتمالا سازمان ملل در این مورد وارد عمل بشود..یکی نیست بگه آخه بابا شما مثلا کارشناسید شما به اتفاق نظر نرسیدپس وای به حال بقیه...اما بعد ..جهت اطلاع گوی عدالت منظور چیزی شبیه توپ میباشد.و قوی عدالت به معنی نوعی پرنده که منظور نویسنده نیست...مرحوم استاد رادی در نمایش تانگو ی تخم مرغ داغ  فرمودند آقای فتوحی شما به عنوان کارگردان اجازه دارید هرگونه تغییر یا اصلاح در متن نمایشنامه را با در نظر گرفتن اجرا و برخی مسایل انجام دهید..استاد  نیستید ببینید که یک کلمه (موج) هم وقتی به نمایش برپهنه دریا جهت ایجاد فضا وریتم اضافه کردیم چه حرفها که نزدند و تعهد باید بدهیم که این کلمه باید حذف شود ..کارگردان دیگر کیست؟!!...در ضمن من چرا این شیوه اجرا را انتخاب میکنم!!!!!!!به قول جلال آل احمد دیگردوره ی آخرالزمان شده...دیگر ما نه میتوانیم استکبار و ظالم و دیکتاتور واز این دست را تقبیح کنیم ونه میتوانستیم ونه میخواهیم  مدحشان کنیم ُ!حالا باید چکار کنیم خودم هم نمیدانم؟؟؟؟؟!!!! اصلا تئاتر به چه دردی میخورد؟؟اصلا این تئاتر چیست؟؟اه...این همون سوالی  که یوجینو باربا بعد از سی سال از خودش پرسیده است(بنیان گذار تئاتر سوم)من باید ممنون باشم که باعث شدید زودتر به این سوال اساسی برسم..تئاتر یعنی شرکت در جشنواره به هر قیمت !!و تئاتر یعنی بی احترامی به حقوق دیگران به هر بهانه !!..تئاتر یعنی فکر نکن !!تئاتر یعنی هر چی من میگم !!تئاتر یعنی بد اخلاقی با دیگران..تئاتر یعنی خیانت!!  تئاتر یعنی برو بمیر !! تئاتر یعنی کسی که .......   به قول بیضایی در فیلم نامه روز واقعه....((وقتی ما همه کافر بودیم کسی این تهمت بر ما نبست که اینک توی مسلمان بر او میبندی ..این نه آن چیزی است که ما میخواستیم..))نه اینها معنی تئاتر نیست شما دوستان اشتباه میکنید.تئاتر برای انسان سازی آمده نه تو  و نه من ونه هیچ کس دیگری نمیتواندخدشه ای بر آن وارد کند...من تا آخر ایستاده ام ...

 

+ تاريخ پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 13:32 نويسنده علی فتوحی |

آغاز فعاليت در عرصه ي وبلاگ نويسي ..ازين به بعد با آثار نمايشي و ترجمه در خدمت دوستان ميباشم

+ تاريخ چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390ساعت 18:40 نويسنده مرتضی هاشمپور |

دایه ی مهربان تر از مادر!!

نمیدونم این پایتخت نشین ها چی تو  آیین های نمایشی  آذربایجان دیدن که دست از سرمون بر نمیدارن.نمایش فولکلور چمچه خاتون بعد از اینکه چند سال پیش موفق به اجرا در تبریز نشد! با حضور در جشنواره های بین المللی تئاتر دانشگاهی ایران و عروسکی مبارک خوش درخشید و در سومین حضور بین المللی خود این بار در جشنواره ی نمایش های آیینی سنتی تهران شرکت کرده است.اين بار در بخش نمایشگاه عروسک ها و  ابزارهای آیین های نمایشی ایران مورد استقبال علاقمندان و دانشجويان قرار گرفت.


+ تاريخ یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت 13:11 نويسنده سیروس مصطفی |

گروه تئاتر سايا كار جديد خود را در سال 1390بانمايش آوا به نويسنگي  مليحه مرادي جعفري

و كارگردان علي فتوحي با حضور بازيگراني چون احمد قهرماني،شهرام خزرايي،نازيلا ايرانزاد

و..... آغازكرد. اين نمايش در مراحل تمرين به سر ميبرد وقرار است اگر مشكلي پيش نيايددر شهريور ماه به روي صحنه رود. 

+ تاريخ جمعه سوم تیر 1390ساعت 19:57 نويسنده علی فتوحی |

"کوسا گلین" پیام آوران بهار

آذربایجان شرقی مبارک و حاجی فیروز نداشت و به جای آن نوروز خوان بود که با آوازی خوش " بایرامیز مبارک" (عیدتون مبارک) را سر می داد و همگان را جمع می کرد و این چنین به شادی می پرداختند.

نوروزی خوانی ها{نورشید خوانان} در قالب تکم چی و کوسا گلین برگزار می شدند که دیگر در تبریز و آذربایجان کنونی -متاسفانه-برگزار نمی شود.

"کوسا گلین" دسته نمایش شادی آور بودند که در اواخر زمستان وارد شهر شده و با ورود خود نوید بهار را داده و با اجرای نمایش شادی و پایکوبی می کردند.

محقق آیین های نمایشی نقل می کند: گروه نمایشی کوسا گلین در سطح شهر جمع شده و یک نفر در پوشش کوسه و مرد بی ریش و زنی با لباس عروس و همراهانشان به اجرای نمایش پرداخته و وعده بهار داده و از مردم شادباش می گرفتند.

در آذربایجان گروه "کوسا گلین" با آواز و شعر خوانی وارد شهر شده و می خواندند:

آی کوسا، کوسا گل سنه ( ای کوسه، کوسه اگر بیایی)

گلیب سالام ورسنه ( بیایی و سلامی دهی)

کومچه نی دولدور سان (پیمانه پر کن و هدیای خود را بشمار)

کوسانی یون سالسانا ( کوسه را راهی کن و روزهای باقی مانده تا عید را بشمار)

آی اویروغو – آی اویروغو ‌(ای دغل باز حیله گر – ای دغل باز و حیله گر)

ساققالی ایت غویروغو ( ریش همچون دم سگ)

کوسام بیر ایون ائیلر (کوسه ام رقص را آغاز می کند)

قوردونان گویون ائیلر ( رفتار گرگ با گوسفند می کند)

سیروس مصطفی ادامه می دهد: این آیین در شهرهای فارس نشین کشور نیز در گذشته رایج بوده و با نام "کوسه بر نشین" برگزار می شد.

وی با اشاره به نحوه برگزاری "کوسه بر نشین" می گوید: نقطه مشترک این مراسم در آذربایجان و مناطق فارس نشین "کوسه" بوده که نماد زمستان است.

وی اضافه می کند: در "کوسه بر نشین" اهالی ده کوسه را برعکس سوار الاغ کرده و جارو به آن بسته و درحالی که کوسه از گرمی هوا خبر داده و خود را با بادبزن باد می زد، کوسه را به نشانه پایان زمستان از ده بیرون می کردند.

به اعتقاد کارشناسان " کوسا گلین و تکم چی" شاکله نمایشی داشته و کوسه نماد زمستان بوده و نشاندهنده پایان دوران بی رونقی و فصل سرما است.

"کوسا گلین" از دیگر مراسمی است که در تبریز قدیم برگزار می شد و این درحالیست که دیگر هیچ اثری از آن به جا نمانده و شاید خیلی از پدران ما نیز از وجود آن بی خبر باشند.


ادامه مطلب
+ تاريخ یکشنبه پانزدهم اسفند 1389ساعت 18:8 نويسنده سیروس مصطفی |


زمستان است اما درختان انار شکوفه داده اند. طبیعت نه آن گونه است که پیش از این بود. گوییاین بلایی بر این مردم نازل شده. نسل این قوم به خطر افتاده. خبری از مولود پسر نیست. وعده داده اند که روزی بانویی به دنیا خواهد آمد و حیات مردم این دیار را پس از سال های دور و دراز سامان خواهد بخشید. «بانوی موعود» این قوم امشب متولد خواهد شد... حال سال ها از تولد او می گذرد. بانو، پابه ماه است. پا به ماه مولود دو پسر. اما دریغ که باید به همین زودی داغدار یکی از فرزندان خود باشد. از این رو نام یکی از دو فرزند خود را «گِدرلی» (رفتنی) و نام دیگری را «گالارلی» (ماندنی) می گذارد.

 

اشاره- آن چه خواندید قسمتی از محتوای داستانی نمایشنامه «آلین یازیسی» ( رثای آل) نوشته «محمد رمضانی» است. نمایشی با محتوای ترکی اساطیری و با انبوهی از دیالوگ های شاعرانه. «آلین یازیسی»  کاری است از گروه نمایشی«سایا». «سیروس مصطفی» کارگردان تبریزی این نمایش ترکی را کارگردانی می کند. مصطفی متولد اردیبهشت1357 تبریز است. او فوق لیسانس کارگردانی از دانشگاه هنر و معماری تهران دارد. مصطفی یکی از فعال ترین چهره های جوان نمایش استان، در سال های اخیر است. بازیگری بیش از 50 نمایش و کارگردانی 15 اثر نمایشی از جمله فعالیت های هنری او محسوب می شود. سوگنامه قوبیلای، مراسمی برای یک دوست، چمچه خاتون و سکوت اتلو نمایش های اخیر گروه سایا است که در سال جاری به اجرا درآمده و مورد استقبال مخاطبان تئاتر واقع شده است.

آن چه می خوانید، گفتگوی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه آذربایجان شرقی با سیروس مصطفی در مورد نمایش «آلین یازیسی» است.

 

 

اولین چیزی که از دیدن نمایشتان به ذهنم رسید؛ شعر شهریار بود. اوغول دوغوب درده سالان دنیادی. موضوع کارتان ملهم از این کار بود؟

 

نه! این یک ذهنیت اتفاقی است. بعلاوه داستان این نمایش محتوای کهن و اساطیری دارد و حتی بعید نیست که شهریار از آن تاثیر گرفته باشد.

 

چطور به فكر «آلین یازیسی» افتاديد؟ ايده اولیه كار چطور شكل گرفت؟

 

«آلین یازیسی» نوشته «محمد رمضانی» است که حقیقتاً یکی از بهترین نمایش نویس های کشورمان به شمار می روند. آغاز کار این طور بود که قصد داشتم نمایش مرتبطی برای دوره فوق لیسانسم داشته باشم. با صحبت هایی که با آقای رمضانی داشتم؛ ایشان نمایشنامه «آلین یازیسی» را پیشنهاد دادند. با این که خود ایشان قبلاً حدود یک سال روی این نمایشنامه کار کرده بودند؛ اما برای این که روایت کلی اثر به موقعیت ادبیات نمایشی نزدیک تر شود؛ از من خواستند تا نمایشنامه را بخوانم و نظرم را به ایشان انتقال بدهم.

 

«آلین یازیسی» از معدود کارهای جدی ترکی است. گروه بازیگری با زبان کار چطور کنار آمدند؟ منظورم زبان خاصی است که نمایش دارد.

 

گروه بازیگری، از میان بازیگران خوب و مسلط تئاتر انتخاب شد. بعد از به دست آمدن متن اصلی، نمایش نامه را در اختیار تک تک بازیگران قرار دادم. در این چند ماه اخیر بیش از 70 جلسه تمرین فشرده داشتیم که حدود 25 جلسه آغازین آن مختص دورخوانی متن بود. ضمن این که با توجه به حساسیتی که به شخصه در مورد «زبان» دارم؛ از کارشناس زبان نیز استفاده کردیم.

 

تمرین را از کی شروع کردید؟

 

کار خوانش نمایشنامه حدود هشت ماه طول کشید. هشت ماه تمام متن را می خواندیم و همفکری می کردیم و در هر بار خوانش، تغییرات مورد نظرمان را اعمال می کردیم. به طوری که حدود شش ورژن از حالت ابتدایی متن به دست آمد و متن 44 صفحه اولیه به یک متن صیقل خورده 18 صفحه ای رسید. بعد از رسیدن به متن اصلی، بازیگران را انتخاب کردیم و از اردیبهشت امسال تمرین ها را آغاز کردیم.

 

خیلی ها منتظر حضور نمایش تان در جشنواره استانی تئاتر بودند. اما ظاهراً چند بار وقفه در تمريناتتان داشتيد. در جشنواره هم حضور نداشتيد.

 

درست است. می خواستیم کار راه به جشنواره استانی تئاتر برسانیم که دو سه روز مانده به بازبینی گفتند یک سری تغییر و تحولات در شورای نظارت و ارزشیابی اداره ارشاد اعمال شده و بازبینی نمایش ها به بعد از معرفی شورای جدید موکول شده است. بنابراین تمرین ها باز هم متوقف شد. پس یک وقفه مشخص شد که شورا عوض نشده و همان ترکیب دوستان قبلی همچنان هستند و امکان بازبینی هست. بنابراین با صحبت هایی که با گروه شد قرار شد که تمرینات را از سر بگیریم. علاوه براین، خودم هم در یک مقطع درگیر یک تله تئاتر دیگر بودم که باعث وقفه تقریبا دو ماهه در کار شد ولی به لطف خدا تمرین ها را از سر گرفتیم و حالا منتظر بازبینی و نتیجه آن هستیم.

 

در مورد زبان بحث مهمی كه -حتي به نوعی در شعر تركي معاصر هم مطرح- است؛ رسيدن به يك زبان معيار و تعريف شده است. با توجه به اين كه زبان اين نمايش مهمترين ويژگي آن به شمار مي رود؛ چطور به زبان معيار مورد نظرتان دست يافتيد؟

 

ببینید... ما در ادبیات نمایشی فارسی، یک زبان واحد و معیار داریم که کار نمایش را راحت می کند. اما در ادبیات نمایشی ترکی، این زبان معیار وجود ندارد. در کارهای نمایشی ترکی از طرفی زبان ادبی و فاخری را داریم که به کار بردن آن، مخاطب را منحصر به یک گروه خاص و محدود -از قبیل شاعران ترکی سرا و دانشجویان ادبیات ترکی- می کند. از طرف دیگر هم زبان محاوره و مرسوم مردم را داریم که بار ادبی نداشته و بی شک متناسب با یک روایت فاخر نمایشی نیست. در  این کار با مشاوره دوست خوبم «آیدین سردارنیا» سعی کردیم با دوری از این افراط و تفریط، به یک زبان میانگین برسیم. زبان شسته رفته ای که از طرفی بار ادبی ارائه یک تراژدی فاخر را داشته باشد و از طرف دیگر بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. البته همین مسئله کلی از وقت و انرژی مان گرفتیم ولی به هر حال توانستیم به یک زبان معیار و میانگین تمیز برسیم.

 

چرا كارهاي نمايشي جدي تركي، تا حالا آن طور كه بايد  كار نشده است؟ حداقل اين كه آن استمرار لازم را نداشته است.

 

اتفاقاً هیچ وقت فشار، مخالفت یا حساسیتی در مورد اجرای نمایش ترکی از طرف هیچ فرد یا مجموعه ای در کار نبوده است. در سال های اخیر کارهایی هم  شده است. اما همان طور که گفتید آن استمرار و تکرار لازم را نداشته است. علت این است که در تبریز ادبیات نمایش ترکی نداریم. در این مورد کم کاری شده است. اگر نمایش نامه نویس های ما در موضوعات مختلف از قبیل دفاع مقدس، مذهبی، جدی، کمدی تراژدی و ... نمایش ترکی بنویسند؛ من فکر می کنم در این صورت تبریز، در تئاتر هم مثل موسیقی و نقاشی و خیلی دیگر از هنرها، یک شهر صاحب مکتب خوهد بود. ما امکانات مناسبی داریم. هنرمندان خوبی هم داریم. اما کار از یک جایی می لنگد و آن هم از طرف ادبیات نمایش ترکی است.

 

وضعیت تئاتر استان را چطور مي بينيد؟

 

در این شهر هنرمندان خوبی داریم. امکانات تئاتری مان هم نسبت به سایر شهرها خوب است. معضلی که در حوزه تئاتر -و البته در تمام کشور- هست؛ نبود تامین مالی اهالی تئاتر است. من از شما می پرسم: به نظرتان قرارداد اعضای یک گروه تئاتر شهرستانی، بعد از هفت ماه تمرین و قبول از بازبینی چقدر است ؟ کم! بسیار کم! واقعاً شرم می کنم از گفتن مبلغ آن.

 

معمولاً نمايش هاي شما، كارهاي پرتماشاگري هستند. به خصوص «مراسمی برای یک دوست» كه تابستان گذشته به روي صحنه رفت و تماشاگر خوبي هم داشت. با اين وجود پيش بيني تان از استقبال عمومي «آلین یازیسی» چطور است. اصلاً مخاطب تئاتر استاني را چطور مي بينيد؟

 

معمولاً ما در نمایشهایی که کار کردیم؛ با حداقل تبلیغات، حداکثر استقبال را داشته ایم. پیش بینی من این است که در اجرای عمومی اين كار هم مخاطب خوبي داشته باشيم. ببينيد... چند عامل مهم در استقبال مخاطب موثر است. یک عامل تبلیغات و به تبع آن بلیط فروسی است. یعنی این که –نه تنها اصحاب فرهنگ و هنر- بلکه حتی مردم حاشیه نشین شهر هم بدانند که برای دیدن تئاتر باید کجا بروند. در این شهر  بالاخره باید یک مکان ثابت برای تئاتر وجود داشته باشد تا گروه ها برنامه ریزی کنند و به صورت نوبت ماهانه در آن جا برنامه ارائه دهند.

 

مثل تئاترشهر تهران.

 

دقیقاً. جایی که ذهن مخاطب به آن عادت کند و اگر یک روز مهمانی از شهر دیگر داشت؛ بداند که برای دیدن تئاتر او را کجا ببرد.

 

و عامل دیگر...؟

 

عامل دیگر مخاطب شناسی است. باید بدانیم تماشاگر چه نوع نمایشی را دوست دارد ببیند. شک نکنید که ارائه یک اثر ضعیف می تواند یک ضدتبلیغ تمام عیار برای نمایش محسوب شود. باید سلیقه مردم را بدانیم. تجربه نشان داده که حتی وقتی فرهنگ و هنر سایر شهرها را به زبان خودمان به صحنه می بریم؛ مورد پسند مخاطب مخاطب واقع می شود. چون زبان برایش آشنا و محسوس است. حالا شما همین قضیه را به فرهنگ خودمان تعمیم بدهید. فرض کنید یک کار دفاع مقدس داشته باشیم در مورد بزرگانی چون شهید باکری، شهید شفیع زاده و ... خب این عزیزان همگی ترک زبان بوده اند. تصور کنید به صحنه آوردن این بزرگان  چقدر زیبا  و تاثیر گزار خواهد بود.

 

خب این ضدتبلیغی که اشاره کردید؛ در سال های اخیر، بیشتر در قالب کمدی هایی سخیفی بوده که نقش مهمی در سرکوب سلیقه نمایشی مردم داشته است.

 

این گونه کمدی ها هم به نوبه خود در قالب «کمدی فرس» (farce) یک کمدیِ تعریف شده است که باید باشد و به فعالیت خود ادامه بدهد. بحث این است که نباید این طور تصور شود که همه جریان تئاتر منحصر این قبیل آثار هستند.

 

در این نوع کمدی که اشاره کردید؛ ابتذال -به معنی پیش پا افتاده اش- چقدر تعریف شده است؟

 

اصلاً جنس این کارها ابتذال است. در تمام دنیا هم وجود دارد و کسی هم منکرش نیست. از این قبیل کارها به کمدی دون یا پست هم یاد می کنند که هدف از آن فقط و فقط خنداندن تماشاگر است. اما این طور نیست که همه کمدی ها از این جنس باشد. حرف من این است که در کنار آن، «کمدی فاخر» را هم داریم که نباید از آن غافل شویم. نباید به این ذهنیت دامن زده شود که نمایش ترکی الزاماً کمدی فرس است.

 

زمان دقیق اجرا مشخص شده است؟

 

البته هنوز نتیجه بازبینی به طور دقیق مشخص نیست. به شخصه دوست داشتم در اسفندماه اجرا بدهیم. اما در کل، با توجه به این که در ماه های محرم و صفر هستیم؛ این مقطع، موسم خوبی برای اجرا نیست و اغلب اجراهای این ماه ها، نمایش های خاصی را در بر می گیرند. از طرف دیگر تراکمی که در نوبت اجرای نمایش ها هست؛ تعیین زمان دقیق اجرا را مشکل می کند. اما مکان اجرا به طور قطع همین محل -سالن اصلی تالار تربیت- خواهد بود.

 

بسیار متشکرم جناب مصطفی از وقتی که برای این گفتگو اختصاص دادید. حرف آخر این گفتگو با شماست. بفرمایید.

 

من هم متشکرم از حضورتان در تمرین این کار. آرزوی موفقیت دارم برای تمامی اهالی تئاتر.

 

 

به گزارش ایسنا، سایر عوامل «آلین یازیسی» به شرح زیر است:

 

بازیگران: فیروز عاقلی، سعید ذوالفقاری، محمد مظهری، رقیه شادخواه،فاطمه منوچهری،  نسرین مرادی، شهاب رمضانی، یاسین آزاد خویی

نوازده-بازیگر: سجاد صادقی

دستیار اول و ویرایش متن: آیدین سردارنیا

دوم: علی شکیبا

مدیر صحنه: رسول ایران آزاد، وحید محمدی

طراح صحنه: هاله ذرخورد

سرپرست گروه: علی فتوحی

کاری از گروه نمایشی سایا

موسیقی: غلامرضا میرزازاده

 کاری از گروه نمایشی سـایـا

 

گزارش از خبرنگار ایسنا: فرشید باغشمال

 


انتهاي پیام
 
+ تاريخ یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت 15:33 نويسنده سیروس مصطفی |